آرامگاه پوریای ولی | پهلوان و شاعر شناخته نشده از شهر دارالمومنین خوی

مدت زمان مطالعه مطلب: 5 دقیقه

پوریای ولی

آرامگاه پوریای ولی

از دیرباز روح پهلوانی و جوانمردی در وجود ایرانیان بوده و هست و پهلوانان در دید مردم انسانهای شریفی بودند. یکی از این پهلوانان مشهور، پوریای ولی است.

در این نوشته کوتاه سری به آرامگاه پوریای ولی خواهیم زد، با ما همراه باشید.

این روزها کمتر کسی است که نام پوریای ولی را نشنیده باشد. پوریا به کار پوستین دوزی و کلاه دوزی مشغول بود و در همان ایام جوانی به آسیای میانه و هندوستان سفر کرد و در همه جا کشتی گرفت و به یک پهلوان مشهور تبدیل شد. پوریای ولی یکی از پهلوانانی است که در اخلاق و سِرشت نیکو نیز زبانزد بود و مردم او را عارف و مرد خدا می شناختند. تاریخ تولد این پهلوان به طور دقیق مشخص نیست و متأسفانه در منابعی که در این اواخر نوشته شده اشتباه کوچکی رخ داده و تکرار شده است. قضیه از این قرار است که نام پدر پوریای ولی محمود بود. مردم و کلاً مردم منطقه آذربایجان برای زنده نگه داشتن نام پدر که از دنیا رفته، فرزند خود را به نام پدر نامگذاری می کنند، لذا پوریای ولی هم پسر خود را محمود نامید، که خود نیز انسان عارف مسلک و جزء پهلوانان زمان خود بود. پهلوان محمود قتالی فرزند پوریای ولی، که در طول زمان، در منابع، کلمه «ابن» به معنای فرزند حذف شده و این دو شخصیت یک نفر انگاشته شده اند.

همین اشتباه کوچک باعث سوءتفاهم شده و برای مثال هم اکنون در شهر خیوه، 25 کیلومتری جنوب شهر اورگنج، مرکز استان خوارزم در کشور ازبکستان، مقبره ای به نام پهلوان محمود قتالی وجود دارد که به اشتباه آرامگاه پوریای ولی خوانده می شود در حالی که این مقبره متعلق به فرزند او می باشد. هم اکنون برای پوریای ولی سه مقبره وجود دارد که یکی در خیوه ازبکستان، یکی در صومعه سرا و دیگری در و در گورستانی که به زبان محلی «پیرولی» خوانده می شود، قرار دارد که البته طبق منابع موثق، آرامگاه موجود در بسیار معتبر تر است. و شاهد قضیه 5 سند مهم تاریخی است که به صورت فهرست وار به شرح زیر موجود هستند:

  1. کتاب ورزش باستانی ایران نوشته دکتر پرویز ورجاوند: تصویر متن طوماری قدیمی مربوط به دوره صفویه که صراحتاً پوریا را از پهلوانان خوی می داند.
  2. کتاب مرآت الشرق منتشر شده از طرف کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی: شرح حال 684 نفر از دانشمندان شیعه قرن 13 و 14 ه.ق. که با آوردن زندگینامه پوریا، اشاره دارد که قبر او در خوی قرار دارد.
  3. کتاب مجالس العشّاق نوشته امیر کمال الدین حسین گازرگاهی
  4. کتاب تاریخ کُشتی ایران نوشته مرحوم پرتو بیضایی
  5. و سندی که نمی توان از آن چشم پوشید داستان معروفی از این پهلوان است که از قدیم الأیام سینه به سینه بین مردم خوی نقل می شود، البته این داستان در کتاب های تاریخی هم آمده است، و به اختصار اینچنین است:

حاکم شهر خوی ترتیب یک مسابقه کشتی بین پهلوان نامی شهر، پوریا و یک جوان بی نام و نشان را می دهد. چند روز مانده به مسابقه، پوریا به یکی از مساجد خوی می رود و متوجه می شود که بیوه زنی فقیر حلوای نذری پخش می کند. پهلوان از او می پرسد که سبب نذرت چیست؟ و پیرزن در پاسخ می گوید که برای پیروزی تنها فرزندم در مسابقه کشتی، که حاکم تدارک دیده، نذر کرده ام. پوریا متوجه می شود که این پیرزن، مادر همان جوان بی نام و نشان است.
داستان از این قرار است که این جوان، عاشق و دلباخته دختر حاکم شده اما جرأت ابراز عشقش را ندارد. به همین خاطر بیمار شده و در بستر می افتد و درمان طبیبان هم چاره ساز نمی شود. بالاخره جوان دل به دریا می زند و شرح حال خود را بازگو می کند. مادر و اطرافیانش او را سرزنش می کنند ولی جوان اهمیتی نمی دهد. به اصرار پسر، مادر به خواستگاری می رود و این خبر به گوش دختر حاکم می رسد. دختر حاکم هم شرطی بر سر راه جوان می گذارد و آن، غلبه بر پهلوان نامدار خوی، پوریا است.

پیشنهاد می کنیم این مقاله را هم بخوانید:   ابن سینا

پوریا که از پشت پرده این مسابقه کشتی باخبر می شود بر سر دوراهی تردید قرار می گیرد که جایگاه خود را حفظ کند یا نذر این مادر را اجابت کند. بالاخره روز سرنوشت ساز فرا می رسد. جمعیت گوش تا گوش میدان، به تماشای پیروزی پوریا ایستاده اند. کشتی آغاز می شود و در عین ناباوری، نتیجه کشتی به نفع جوان بی نام و نشان تمام می شود. جوان عاشق که شرط دختر حاکم را اجابت کرده بود به سمت قصر راهی شد و مردم نیز به همراه او رهسپار شدند.
پوریا در این مورد می گوید که: وقتی پشتم به خاک رسید و آن جوان بر سینه‌ام نشست. ناگهان حجاب از دیدگانم به کنار رفت و آن معرفتی را که سالها در جستجویش بودم، در مقابل دیدگانم یافتم. از آن زمان به بعد پوریا دیگر آن پوریای سابق نبود و مردم او را پهلوان بی رقیب شهر نمی دانستند. سالها بعد پرده از راز شکست پوریای ولی برداشته شد ولی دیگر پوریا در میان مردم نبود و اسیر خاک شده بود. از آن زمان به بعد پوریا تبدیل به یک پهلوان اسطوره ای و الگوی جوانمردان و پهلوانان خوی و ایران شد.

پوریای ولی

پهلوان پوریا علاوه بر پیشینه اش در ورزش های زورخانه ای، در زمینه شعر هم دستی برآتش دارد ولی این بُعد از شخصیتش کمتر دیده شده است. علاوه بر رباعیاتی که به او منتسب است، عده ای مثنوی کنزالحقایق را نیز از آثار او می دانند. در نام پهلوان اختلافاتی نیز وجود دارد، همانطور که گفته شد عده ای نام او را محمود خوارزمی متخلص به قتالی می دانند، عده ای معتقدند اصل نام “پوربای ولی” است، “بای” یا “بیگ” در زبان آذری به معنی بزرگ است، آنها می گویند “ولی” نام خود پهلوان و بای لقب پدرش است و عده ای هم “ولی” را نام پدرش و یا لقبش به خاطر مقام بزرگی و ریش سفیدی او می دانند.

پیشنهاد می کنیم این مقاله را هم بخوانید:   بوستان آب و آتش

هرچند که آرامگاه این پهلوان در قبرستان پیرولی آنگونه که باید و شاید در شأن این پهلوان نامدار و صاحبدل نیست ولی چند وقتی است که مسئولین شهر به رونق این مقبره اندک توجهی کرده اند و باید مدنظر داشته باشند که کشورهای همسایه درصدد مصادره قهرمانان و اسطوره های ملی کشورمان هستند و باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد اقدامات درخوری را انجام دهند.

تورکام از شما دعوت می کند که از این مکان زیبا دیدن فرمایید.

نشانی: 

آذربایجان غربی، خوی، میدان شیخ نوایی، بلوار مدرس، میدان شَهانَق، بلوار امام حسین(ع)، آرامگاه پوریای ولی

 


چنانچه تجربه بازدید از این مکان را داشته اید، دیدگاه خود را در قسمت نظرات ثبت کنید.

رزرو هتل

امام علی (ع) می فرماید: موفقیت با دوراندیشی است و دوراندیشی با کسب تجربه به دست می آید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۳ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. سعید
    ۱۰:۳۹ ۱۳۹۶/۰۴/۲۲

    ممنون از سایت خوبتون

  2. ایمان حیدری
    ۱۰:۲۶ ۱۳۹۸/۰۲/۰۴

    از این متن زیبا لذت بردم. متشکرم

  3. ولی محمدباقرلو
    ۴:۳۸ ۱۳۹۸/۰۲/۳۱

    باتشکر